على رفيعى
128
تاريخ زندگانى امام صادق (ع) (فارسى)
سخنان ابوسلمه در محضر سفّاح و پوزش طلبى از وى به خاطر نامهاى كه به امام صادق ( ع ) نوشته ، گواهى روشن برعدم صداقت وى در دعوت از امام است . متن عذرخواهى وى چنين است : هدف من از اين كار ، قوام يافتن و پاگرفتن موقعيت ( عباسيان ) بوده است نه چيز ديگر . « 1 » باتوجه به آنچه گذشت نادرستى نظريه بعضى از مورخان كه ابوسلمه در دل تمايلى به عباسيان نداشت ، بلكه متمايل به امام صادق ( ع ) بود . « 2 » روشن مىشود . امام صادق ( ع ) درگفتگو با عبداللّه بن حسن باتوضيح بيشترى به سوء نيّت و عدم صداقت دعوتگران عباسى اشاره مىكند : ابوسلمه علاوه برامام صادق ( ع ) براى عبدالله بن حسن نيز نامه نوشته او را به پذيرش خلافت دعوت كرد . عبداللّه ، به محض دريافت نامه نزد امام صادق ( ع ) رفت و قضيه را تعريف كرد . امام ( ع ) فرمود : اى ابومحمد ! از كى مردم خراسان شيعه تو شدهاند ؟ آيا تو ابومسلم را به خراسان فرستادهاى ؟ و آيا تو به او دستور دادهاى كه جامه سياه بپوشند ؟ آياتو سبب رفتن ايشان به عراق بودى ؟ آيا تو به ايشان جهت دادى ؟ اصولًا آيا هيچيك از آنان را مىشناسى ؟ سخنان صريح و افشاگرانهء امام ( ع ) خشم عبداللّه را برانگيخت و وى با آن حضرت به مشاجره لفظى پرداخت ، و بحث بالا گرفت تا جايى كه عبداللّه گفت : مردم پسر من ، محمد را مىخواهند ، زيرا او مهدى اين امت است . امام ( ع ) سخن او را ردّ كرد و فرمود : سوگند به خدا ، او مهدى اين امّت نيست و چنانچه شمشير از نيام بركشد كشته خواهد شد . وى همچنان با امام ( ع ) به مشاجره پرداخت و گفت : هيچ چيز جز حسد موجب
--> ( 1 ) - تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 350 . ( 2 ) - ر . ك : العيون والحدائق ، ص 181 .